شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

136

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

آن بزرگوار در پاسخ گفت : « انا للّه و انا اليه راجعون ؛ ديگر بر اسلام سلام باد ( و بايد با آن وداع كرد ) زيرا امت دچار زمامدارى همانند يزيد گرديده ! و من از جدّم پيغمبر خدا شنيدم كه مىفرمود خلافت بر آل ابى سفيان حرام است » . در اينجا مروان با نهايت بىشرمى بيعت با يزيد را تأمين كنندهء خير دنيا و آخرت براى حسين عليه السّلام مىشمرد و آن حضرت را به تسليم شدن در برابر آن زادهء ناپاك تشويق مىنمايد ! اما حسين بن على عليه السّلام هم بدون هيچ گونه پرده‌پوشى و محافظه‌كارى نتايج شوم و مرگبار حكومت يزيد را براى جهان اسلام بيان كرده ، مىفرمايند : « اسلامى كه زمامدار و رهبر آن مردى همانند يزيد باشد ، بايد براى هميشه با آن وداع نمود » . زادهء على عليه السّلام در اين گفتار صريح و روشن نه تنها خطر قطعى حكومت فرزند معاويه را آشكارا بيان داشت ، بلكه هدف اصلى و مقدس نهضت خويش را هم در برابر آن حكومت برملا ساخت . طبيعى است حكومتى كه خطر بقاى آن اضمحلال و نابودى اسلام باشد ، قيام و نهضت صحيحى اگر در برابر آن انجام گيرد ثمره‌اش نجات اسلام و ابقاى موجوديت آن خواهد بود . اين پاسخ كوبنده و قاطع كه آن بزرگوار به مروان داد ، براى وى سخت و ناراحت‌كننده بود و در نتيجه سخنان تندى بين آن دو رد و بدل شد و از يكديگر جدا شدند . گفتگوى آن حضرت با وليد و سخنانى كه بين وى و مروان مبادله شد فرماندار مدينه را مطمئن ساخت كه فرزند على ( ع ) به هيچ قيمت با يزيد بيعت نخواهد كرد و تن در زير بار اين ننگ نخواهد داد . از اين نظر ، نامه‌اى بدين گونه به يزيد نگاشت : « حسين بن على هيچ گونه حقّى براى تو در خلافت نمىبيند و تن زير بار بيعت با تو نمىدهد ، اكنون نظر خود را دربارهء وى اظهار كن ( تا بر طبق آن عمل كنم ) . » « 1 » اين نامه به دست يزيد رسيد و كينهء قبيله‌اى او را عليه آن حضرت سخت بر انگيخت . بلافاصله فرمانى دربارهء آن بزرگوار براى وليد بدين گونه صادر كرد : « هنگامى كه اين نامه به تو رسيد بلافاصله پاسخ آن را بده و در آنجا نام كسانى را كه در برابر ما تسليمند و يا از اطاعت ما خارج گرديده‌اند بيان نما ، ولى با جواب نامه سر حسين بن على هم باشد » .

--> ( 1 ) - ناسخ التواريخ ، حالات سيد الشهداء ( ع ) ، ج 1 ، ص 391 .